|
دل پر ز غم و غصه هجر است وليكن از تنگدلي طاقت گفتار ندارد.... شماها كه بوديد ديديد من بي گناه بودم نبودم!؟ تعطيلش كردن. . . تا اطلاع ثانوي نه من ديگه نه دنياي من ديگه گوشي دايورت سايلنت خاموش. »اِنَّ مَعَ العُسْرِ يُسْرًا« + Sun 26 Jul 2009 |
تو حد يه احوالپرسی، واسه يه عمر نديدنش خيلی كم بود. . . خيلی بايد ميديدمش فقط خواستم نگاش كنم اگه هيچی نميگفتم فكر ميكرد حرفی نيست و ميرفت از چی بايد ميگفتم! كه چی بسرم اومد!!! تو حد يه احوالپرسی. . . وقت تنگ؛ دير يا زود ميره. پ.ن: اينروزا ابی گوش ميدم زيــاد . . . دلبركم چيزی بگو! + Tue 10 Mar 2009 |
سردمـه. ريختن همه زندگی مثل بالا آوردن خلط از گلوی چرك كرده چله زمستون آنم آرزوست. . . . جای زخم و باز زخم كردن! خر ديگه. سردم كرده بود احوالات اين زندگی + Tue 24 Feb 2009 |
الان خيلی از پاسی از شب گذشته چشام بد ميسوزه خبری هم از خواب نيست. - زمستون هنوز نيومده اما؛ سوزش اومده . . . هم چشمم رو ميسوزونه، هم؛ دلم رو. پ- ن: زمستون نرگس من سه شنبه... - نرگس بيا بنويس. - دی خيلی خوبه آقای دی ؛ آسمون زمين دنيا دل و دين همه مال منن، همه برای منن، ميسوزيم دلمون چشمون دنيامون اما می سازيم، خودم می خوام، بخند. اينبار تبريك قلب صبورم،برقص تك سلولی ، زمستونه. كسی نيست فقط منم برقص. + Tue 16 Dec 2008 |
عاشق تو ؛ معشوقه ی دیگری. . . پایانی تلخ! نامش را زنـ x x xدگی گذاشتند. + Tue 2 Dec 2008 |
10- 9- من زنداني سلول شماره ؟ ؟ ؟! اينجانب زنداني سلول شماره . . . 8... من؟؟ من بي نام. . . جوان ناكام- رواني، 7... من متهم قاتل 6.. من هر چي... 5 4 . . . به عنوان مطلب آخر شهادت ميدهم نگذرم از همه كساني كه پاي مرا به اينجا باز كردند . . . 3- 2 . . . - محكومم كردند حبــس ابـد. 1 وقت تمام . پ.ن: سبز سفید صورتی وبلاگ دوستم محمدِ ما که پسندیدیم شمام می تونید ببینید.
+ Tue 18 Nov 2008 |
ساعت 4 بعد از ظهر رو تراس من ، باد ، کلاغها . . . "پاییز آمد پاییز زیر چتر دوستم آرام آرام آمد" رقص برگها. . . قهوه تلخش رو دوست داشت،منم تلخ؛ تلخ بیار. + Tue 28 Oct 2008 |
|
| ||||||